وقتی
که شعر از
محدوده کلام
فراتر می رود
(
پرفورمنس شعر
گونه)
تاکنون
نمایشها و
نمایشنامه ها
و اجراهای متنوع
بسیاری در
حیطه تئاتر و
بازیگری
هنرمندانه
دیده ایم که
به تناسب عمق
درک و بینش
نویسنده و
کارگردان،
آمیخته به
مهارت و ایفاء
نقش هنرمندانه
بازیگر، بنوعی
در بیان
مفاهیم و
نشانه ها و
نمادهای فکری
و هنری و نیز
جنبه های
مختلف زندگی و
جامعه و فرهنگ
انسان عمل
کرده است.


سالهای
مهاجرت ما
ایرانیان و در
بسیاری موارد
بنا بر گشودن
دریچه های
تازه ی فراغت
فکری و آسودگی
متفاوت از
گذشته ای که
به انحاء
مختلف در بروز
استعدادها و
پردازش هنری و
فکری، تاثیری
ایستایی و حتی
ناکارآمد داشته، سبب
آفرینش و
ارائه جنبه
هایی از هنر و
ادبیات معاصر
گشته که می
توان یکی از
نشانه های هوش
و استعداد و
ظرفیتهای
بالای زنان و
مردان ایرانی
دانست که در
شرایط مناسب،
سر از خلاقیتها
و نو آوریها و
اعجازها ی
ستودنی در زمینه
های مختلف در
آورده است.
یکی
از نمونه های
برجسته
که تاییدی بر
این ادعاست می
توان حضور
تاثیر گذار و
ارزنده
شهلا
اقاپور در
زمینه هنر و
ادب معاصر بویژه
در تبعید ما
ایرانیان به
حساب آورد.
تا
کنون از شهلا
آقاپور آثار
ارزنده شعر،
نقاشی و مجسمه
سازی را شاهد
بوده ایم اما
کمتر برخورد
داشته یا
دانسته ایم که
تلاش این
بانوی هنرمند
در زمینه
نمایش و اجرای
نمایشی
(پرفورمنس) با
محتوا و سبک و
سیاقی تازه،
گام اثرگذار
تازه ای در
پهنه شعر و آمیختن
هنرمندانه آن
با نمایش در
بیان مفاهیم و
نشانه هاو
اسطوره ها و
نمادهاداشته،
که قابل تعمق
و تامل و
ستایش
برانگیز است.

چندی
پیش برنامه ای
(پرفورمنس) با
نگارش و کارگردانی
شهلا آقاپور و
نقش آفرینی
بسیار
هنرمندانه
آقای حسین
دریانی
(بازِیگر تئاتر)به
اجرا درآمد که
می توان آن را
نو آوری
ارزنده
ای در شعر و
نمایش دانست.

نو
آوری به این
مفهوم که اگر
در تاریخ دور
و نزدیک هنر و
ادبیات و
فرهنگمان
بنگریم،
داشته ایم
نمونه های
فراوانی از
آمیزش شعر و
نمایش در قالبهای
داستانی ی
حماسی یا
نمایشهای
آیینی ی رو
حوضی و تعزیه
و غیره که بنا
به شرایط سیاسی
خاص حاکم با
سمت وسو ی
مفاهیم مختلف
بوده اما
تاثیر
از شرایط
جامعه و فرهنگ
عصر آن داشته
است اما اینکه
گام برداشتن
در تعمیق بیشتر
شعر با گشودن
دریچه ای تازه
در بیان حس و
فکر و نگرش
نهفته در آن
بگونه ای که
شعر از حصار
کلام رها شود
و در حرکات و
ایماژهای
هنرمندانه نمایشی
بصورتی ملموس
و عینی حتی متفاوت
از نمونه های
نمایشی بی
کلام و صامت،
بر ذهن و روح و
فکر مخاطب
بنشیند، کاری
ستودنی و تازه
در گسترش
معنایی و
بیانی شعر
است.
برنامه
اجرا شده به
کارگردانی و
حضور و ترجمان
شعر و نیز
طراحی و تنظیم
نمایش با
مفاهیم و نشانه
های شعرهای از
خود این شاعر،
نمونه ایست که
دریچه تازه ای
در مقابل
شاعران معاصر
می گشاید و
نیز تلفیقی از
شعر و هنر
نمایش که
سرودن و ایفاء
نقش با محتوا
و پیامها و
معانی شعر،
کار مشترکی را
بین شاعر و
هنرمندی که نقش
می آفریند،
قسمت می کند.
این
برنامه که در
برلین بروی
صحنه رفت،
آمیزه ای بود
از مفاهیم
شعری شهلا
آقاپور در
تلفیق با صحنه
آرایی هماهنگ
و مناسب با
معانی نهفته در
شعر که نقش
آفرینی بسیار
هنرمندانه
آقای
حسین دریانی
تماشاگر را
پیش ازآنکه به
تحسین همه
آنچه که شاهدبود،
به فکر وا
داشت و به عمق
ارجمندی و اصالت
انسان برد با
پرسش کوه واری
که بر ذهنش سنگینی
می کرد آنگاه
که از نمادهای
ارائه شده از
سوی
کارگردان؛
شاعر با دیدی
بسیار
هنرمندانه،
در حرکات ظریف
و پر معنای
نقش آفرین
برنامه، آقای
حسین دریانی ،
مفهومی عینی و
زنده می یافت.
در
بیان مفاهیم
شعر و نمایش
هنرمندانه،
دو نماد همیشه
مطرح در تاریخ
اندیشه،
انسان و زندگی،
بخوبی محسوس و
ملموس بود. یک
رهایی از همه
زنجیرها و دست
و پابندهای خلق شده
توسط خود
انسان و اسارت
انسان در چنبره
تفکر، آیین،
سنت بویژه دین
بود. نمادهایی
که اصالت
انسان به گونه
ای در هر
مرحله و دوره
ای از تکامل
فکری، فرهنگی
و اجتماعی
خویش، با آن دست
بگریبان بوده
و هست. دیگری
صحنه آرایی
ساده اما
گویای نمایش
با غالب بودن
رنگهای سیاه و
قرمز به
نشانه
ای ازخشم و
تاریک اندیشی
و نیز تابوها
و تحمیلها و
به زنجیر کشیدنهای
خودبخودی
انسان تا مرز
نیستی و به
هیچ انگاری
اصالت خویش که
در یک کلام
نابودی و نیست
گرایی با خون
و مرگ و
انتحار، تا
آنجا پیش می رفت
که نوای
دلنشین و گاه
معترض موسیقی
که بدرستی
برگزیده شده
بود، خفگی و
قهقرای باتلاقی
کلیسا و مسجد
با صوتهای
ناقوس وار و
الله اکبر،
حقارت و اهانت
و جهالت انسان
بدست خویش را
بیان می کرد.
گفتمان شعری
در لابلای نواهای
موسیقی تا عمق
روح و فکر
تماشاگر نفوذ
می کرد و این
رابطه ی اعلام
نشده تماشاگر
با نمایش
بگونه ای در
هم آمیخته بود
که تماشاگر
خود نیز نقش
آفرین و همراه
هنرمند خلاق
نقش ها و
بازیگری،
سهیم می گشت.


نقاب
و زنجیر و
حرکتهای
بازماندگی و
ایستا و درجا
زدن تا آنگاه
که به تاریک
باوری و
شوربختی فکری
و فرهنگی
انسان اشاره
داشت، رهایی
هنرمندانه
شعر و نمایش،
انگیزه پرواز
و رهیدن از
همه این
نمادها را
نهیب می زد و راه
می گشود تا
جاییکه اصالت
انسان به
ارجمندی و
ستودن می نشست
و دگرگونی فکر
و اندیشه و
روال زیستن بر
بستری از
رهایی و بی
پروایی، یک ضرورت
زنده بودن و
انسان نمودن
را برجسته می
ساخت.
صحنه
آرایی
هنرمندانه،
گزینش موسیقی
بجا و مناسب،
ایفاء نقش
هنرمندانه و
حساس و دقیق
بازیگر در
تلفیق شعر و
محتوای عمیق پیامها
و تصاویر و
نمادهای
نهفته در
کلام، آفرینش
تازه ای در
شعر و تئاتر
را نوید داده
است که راه بر
دیگرانی می
نمایاند تا
ذوق و استعداد
و ظرفیتهای
خویش را در
این راستا
بیازمایند.
شهلا
آقاپور با
شهامت و بی
پروایی
هنرمندانه و
شاعرانه و
انسانی خویش،
باز هم گامی
تاثیر گذار در
زمینه هنر و
ادبیات
برداشته است
که ستودنیست و
حضور پویا و
هنرمندانه اش
را باید گرامی
بداریم.


اجرای
بیشتر برنامه
های نمایشی از
این دست با شیوه
تازه بیان شعر
در تلفیق هنری
ونقش آفرینی
بازیگر، راه و
روالی تازه
پیش روی
شاعران و هنرمندان
علاقمند می
نمایاند که در
کاری مشترک و
هماهنگ،
سرایش و نقش
افرینی هم
معنا و هم
بیان را تجربه
کنند.
کار
ستودنی شهلا
آقاپور را ارج
می نهیم و
حضورش را در
هنر و ادبیات معاصر گرامی
می
داریم.
هنر و
ادبیات
پرس لیت
2008 مارس
بازگشتwww.perslit.com